مقتضیات زمان و مکان از دیدگاه قرآن

«اسلام دینی است پیش رو و پیش برنده، قرآن کریم برای اینکه مسلمانان را متوجه کند که همواره باید در پرتو اسلام در حال رشد و نمو وتکامل باشند، مثلی می­آورد، می­گوید:

پیروان محمد مثل دانه­ای است که در زمین کاشته شود .آن دانه ابتدا به صورت برگ نازکی از زمین می­دمد، پس خود را نیرومند می­سازد .پس روی ساقه خویش می­ایستد این مثلی است از جامعه­ای که منظور قرآن است، نموداری است از آنچه آرزوی قران است .قرآن اجتماعی را پی ریزی می کند که دائما در حال رشد و توسعه وانبساط وگسترش باشد.»

تاریخ صدر اسلام نشان داد که اسلام چقدر برای اینکه اجتماعی را از نوع بسازد و پیش ببرد تواناست، اما دیروز که به زن ارث نمی­دادند حق مالکیت برایش قائل نبودند اراده و عقیده اش را محترم نمی­شمردند.[1]

قرآن کریم دارای افقهای بی­انتهایی است که به تدریج یکی پس از دیگری آشکار می­شوند.قرآن به گونه­ای است که امام رضا(ع)در پاسخ فردی که پرسید: چرا هر چه قرآن نشر و تدریس می­شود بر لطافت آن افزوده می­شود؟

حضرت در پاسخ فرمود: «ان الله تعالی لم یجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس فهو فی کل زمان جدید و عند کل قوم غض الی یوم القیامه» خداوند قرآن را برای زمان و یا مردم خاصی قرار نداده است.از این رو قرآن در هر زمانی جدیدوتا روز قیامت برای هر قومی دارای لطافت است همچنان که ملاحضه، می­شود امام رضا(ع)در این حدیث فقط به موضوع جاودانگی قرآن اشاره نکرده بلکه به رمز جاودانگی و لطافت دائمی آن که هیچ گاه غبار کهنگی و پژمردگی روی آن نمی­نشیند نیز اشاره کرده است.[2]

پیامبر اسلام(ص)اولین کسی است که اندیشه بشر را به این ویژگی توجه داد و بیان کرد که این ویژگی از مهمترین ویژگیهای قرآن است.آنجا که در وصف قرآن کریم می­فرماید: «قرآن، هم ظاهر دارد و هم باطن.ظاهر آن فرمان و باطن آن علم